خلوتی با عبید زاکانی
بخش ۱۲ - غزل
عشاقنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سوز عشق من جانت بسوزدهمه پیدا و پنهانت بسوزد
۲
ز آه سرد و سوز دل حذر کنکه اینت بفسرد وانت بسوزد
۳
مبر نیرنگ و دستان پیش آن کوبه صد نیرنگ و دستانت بسوزد
۴
به دست خویشتن شمعی میفروزکه هر ساعت شبستانت بسوزد
صفحهٔ ۱ از ۲