شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوشمعاشر دلبری شیرین و ساقی گُلعِذاری خوش
۲
الا ای دولتی طالع، که قدرِ وقت می‌دانیگوارا بادَت این عِشرت که داری روزگاری خوش
۳
هر آن کس را که در خاطر ز عشقِ دلبری باریستسِپندی گو بر آتش نِه، که دارد کار و باری خوش
۴
عروسِ طَبع را زیور ز فکرِ بِکر می‌بندمبُوَد کز دستِ ایّامَم به دست اُفتَد نگاری خوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth