خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند پیر و خستهدل و ناتوان شدمهر گَه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم
۲
شکرِ خدا که هر چه طلب کردم از خدابر مُنتهایِ همتِ خود کامران شدم
۳
ای گُلبُن جوان! بَرِ دولت بخور که مندر سایهٔ تو بلبلِ باغِ جهان شدم
۴
اول ز تحت و فوقِ وجودم خبر نبوددر مکتبِ غمِ تو، چُنین نکتهدان شدم
صفحهٔ ۱ از ۳