خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدمبه صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم
۲
اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالمبه گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم
۳
امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستمطمع به دورِ دهانت ز کامِ دل بِبُریدم
۴
به شوق چشمهٔ نُوشَتْ چه قطرهها که فشاندمز لَعلِ بادهفروشت چه عشوهها که خریدم
صفحهٔ ۱ از ۳