شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَممَدهوشِ چَشمِ مست و مِیِ صافِ بی‌غَشَم
۲
گفتی ز سِرِّ عهدِ ازل یک سخن بگوآنگَه بگویمت که دو پیمانه دَر کَشَم
۳
من آدمِ بهشتیَم اما در این سفرحالی اسیرِ عشقِ جوانان مَهوَشَم
۴
در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوزاِسْتادِه‌ام چو شمع، مَتَرسان ز آتشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth