شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۳۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشمشیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
۲
زهدِ رندانِ نوآموخته راهی به دِهیستمن که بدنامِ جهانم چه صلاح اندیشم؟
۳
شاهِ شوریده‌سران خوان، منِ بی‌سامان رازان که در کم‌خِرَدی از همه عالم بیشم
۴
بر جَبین نقش کُن از خونِ دلِ من خالیتا بدانند که قربانِ تو کافِرکیشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth