خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حجابِ چهرهٔ جان میشود غبارِ تنمخوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم
۲
چُنین قفس نه سزایِ چو من خوشاَلحانیسترَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم
۳
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتمدریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم
۴
چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟که در سراچهٔ ترکیب، تختهبندِ تنم
صفحهٔ ۱ از ۲