خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده دریا کُنم و صبر به صحرا فِکنموَاندر این کار، دلِ خویش به دریا فِکنم
۲
از دلِ تنگِ گنهکار برآرم آهیکآتش اندر گنهِ آدم و حوا فکنم
۳
مایهٔ خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاستمیکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
۴
بِگشا بندِ قبا ای مهِ خورشیدکلاه!تا چو زلفت سَرِ سودا زده در پا فکنم
صفحهٔ ۱ از ۲