خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغ روی تو را شمع گشت پروانهمرا ز حال تو با حال خویش پروا، نه
۲
خِرد که قید مجانین عشق میفرمودبه بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه
۳
به بوی زلف تو گر جان به باد رفت، چه شد؟هزار جان گرامی فدای جانانه
۴
منِ رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوشنگار خویش چو دیدم به دست بیگانه
صفحهٔ ۱ از ۳