شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۴۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به صوتِ بلبل و قمری اگر ننوشی مِیعلاج کِی کُنمت؟ آخَرالدَواءِ الْکَیْ
۲
ذخیره‌ای بنهْ ار رنگ و بویِ فصل بهارکه می‌رسند ز پی، رهزنانِ بهمن و دی
۳
چو گُل نقاب برافکنْد و مرغ زد هوهومَنهْ ز دست پیاله، چه می‌کُنی؟ هِی‌هِی
۴
شُکوهِ سلطنت و حُسن، کِی ثَباتی داد؟ز تختِ جَم سخنی مانده است و افسرِ کَی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth