خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسیای پسر جام مِیام ده که به پیری برسی
۲
چه شکرهاست در این شهر که قانع شدهاندشاهبازانِ طریقت به مقامِ مگسی
۳
دوش در خیل غلامان درش میرفتمگفت: «ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی؟»
۴
با دل خونشده چون نافه خوشش باید بودهر که مشهور جهان گشت به مشکیننفسی
صفحهٔ ۱ از ۳