خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیبی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
۲
در مقامی که صدارت به فقیران بخشندچشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
۳
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آنشرط اول قدم آن است که مجنون باشی
۴
نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکنور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
صفحهٔ ۱ از ۲