شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۴۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانیگذر به کوی فلان کن، در آن زمان که تو دانی
۲
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهتبه مردمی نه به‌فرمان چنان بران که تو دانی
۳
بگو که جان عزیزم ز دست رفت، خدا راز لعل روح‌فزایش ببخش آن که تو دانی
۴
من این حروف نوشتم، چنان که غیر ندانستتو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth