شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در همه دِیر مغان نیست چو من شیداییخرقه جایی گرو باده و دفْتر جایی
۲
دل که آیینه شاهی‌ست غباری دارداز خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی
۳
کرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروشکه دگَر مِی نخورم بی‌ رخِ بزم‌آرایی
۴
نرگس اَر لاف زد از شیوه چشمِ تو مَرَنجنروند اهل نظر از پی نابینایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth