شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به چشم کرده‌ام ابرویِ ماه‌سیماییخیالِ سبزخطی، نقش بسته‌ام جایی
۲
امید هست که منشورِ عشق‌بازیِ مناز آن کمانچهٔ ابرو رسد به طُغرایی
۳
سَرم زِ دست بشد، چشم از انتظار بسوختدر آرزویِ سر و چشمِ مجلس‌آرایی
۴
مُکدّر است دِل، آتش به خرقه خواهم زدبیا! ببین! که کِرا می‌کُند تماشایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth