خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اِی پادِشَهِ خوبان! داد از غَمِ تَنْهاییدِل، بیتو، به جان آمَد؛ وَقْت است کِه بازآیی
۲
دائم، گُلِ این بُسْتان، شاداب نمیمانَددَریاب ضَعیفان را دَر وَقْتِ تَوانایی!
۳
دیشَب، گِلِهٔ زُلْفَش با باد، هَمی کَرْدَمگُفْتا: «غَلَطی! بُگْذَر زین فِکْرَتِ سودایی!»
۴
صَد بادِ صَبا، اینجا، با سِلْسِلِه میرَقْصَنْداین است حَریف ای دِل! تا باد نَپِیمایی
صفحهٔ ۱ از ۳