شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اِی دِل! گَر از آن چاهِ زَنَخْدان به دَرآییهر جا که رَوی، زود، پَشیمان به دَرآیی
۲
هُش دار که گَر وَسْوَسِهٔ عَقْل کُنی گوشآدَم‌صِفَت از روضِهٔ رِضْوان به دَرآیی
۳
شایَد که به آبی، فَلَکَت، دَسْت نَگیردگر تِشْنِه‌لَب از چَشْمِهٔ حِیوان به دَرآیی
۴
جان می‌دَهم از حَسْرَتِ دیدارِ تو، چون صُبْحباشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth