خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بالهادر حلقهٔ سودایِ تو روحانیانْ را حالها
۲
در «لا اُحِبُّ الْآفِلین»، پاکی ز صورتها یَقیندر دیدههای غیببین، هر دَم زِ تو تِمثالها
۳
افلاکْ از تو سرنگون، خاک از تو چونْ دریایِ خونماهَت نخوانم ای فُزون از ماهها و سالها
۴
کوه از غَمت بِشکافته، وآن غَم به دل دَرتافتهیک قَطره خونی یافته از فَضلَت این إفضالها
صفحهٔ ۱ از ۵