→ دیوان شمسمولانا
مولانا
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بیمُنتها←غزل شمارهٔ ۲ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بالها←غزل شمارهٔ ۳اِی دل چه اندیشیدهای در عُذرِ آن تقصیرها؟←غزل شمارهٔ ۴اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما←غزل شمارهٔ ۵آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا←غزل شمارهٔ ۶بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما←غزل شمارهٔ ۷بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا←غزل شمارهٔ ۸جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما←غزل شمارهٔ ۹من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا←غزل شمارهٔ ۱۰مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا←غزل شمارهٔ ۱۱ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا←غزل شمارهٔ ۱۲ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما←غزل شمارهٔ ۱۳ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما←غزل شمارهٔ ۱۴ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما←غزل شمارهٔ ۱۵ای نوش کرده نیش را بیخویش کن باخویش را←غزل شمارهٔ ۱۶ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا←غزل شمارهٔ ۱۷آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا←غزل شمارهٔ ۱۸ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما←غزل شمارهٔ ۱۹امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را←غزل شمارهٔ ۲۰چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را←غزل شمارهٔ ۲۱جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را←غزل شمارهٔ ۲۲چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها←غزل شمارهٔ ۲۳چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها←غزل شمارهٔ ۲۴چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟←غزل شمارهٔ ۲۵من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا←غزل شمارهٔ ۲۶هر لحظه وحی آسمان آید به سر جانها←غزل شمارهٔ ۲۷آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتهست پا←غزل شمارهٔ ۲۸ای شاه جسم و جان ما خندانکن دندان ما←غزل شمارهٔ ۲۹ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما←غزل شمارهٔ ۳۰ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما←غزل شمارهٔ ۳۱بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما←غزل شمارهٔ ۳۲دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی←غزل شمارهٔ ۳۳مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا←غزل شمارهٔ ۳۴ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا←غزل شمارهٔ ۳۵ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما←غزل شمارهٔ ۳۶خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا←غزل شمارهٔ ۳۷یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا←غزل شمارهٔ ۳۸رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا←غزل شمارهٔ ۳۹آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا←غزل شمارهٔ ۴۰طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را←
۱ از ۸۱صفحهٔ بعد ←