شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نواهین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا
۲
دعوی خوبی کن بیا تا صد عدو و آشنابا چهره‌ای چون زعفران با چشم تر آید گوا
۳
غم جمله را نالان کند تا مرد و زن افغان کندکه داد ده ما را ز غم‌، کاو گشت در ظلم اژدها
۴
غم را بدرانی شکم با دورباش‌ِ زیر و بمتا غلغل افتد در عدم از عدل تو ای خوش صدا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth