خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلاجان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا
۲
سمعا و طاعه ای ندا هر دم دو صد جانت فدایک بار دیگر بانگ زن تا برپرم بر «هل اتی»
۳
ای نادره مهمان ما بردی قرار از جان ماآخر کجا میخوانیم گفتا برون از جان و جا
۴
از پای این زندانیان بیرون کنم بند گرانبر چرخ بنهم نردبان تا جان برآید بر علا
صفحهٔ ۱ از ۳