خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقااز آسمان آمد ندا کای ماهرویان، الصلا
۲
ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامنکشانبگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما
۳
آمد شراب آتشین ای دیو غم، کنجی نشینای جان مرگاندیش رو ای ساقی باقی درآ
۴
ای هفت گردون مست تو ما مهرهای در دست توای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا
صفحهٔ ۱ از ۲