شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله رالابه‌گری می‌کنمت راه تو زن قافله را
۲
مست و خوش و شاد توام حاملهٔ داد توامحامله‌گر بار نهد جرم منه حامله را
۳
هیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفرهیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله را
۴
می‌کشد آن شه رقمی دل به کفَش چون قلمیتازه کن اسلام دمی خواجه رها کن گله را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth