خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر بشنید آن مه آه سحر ما راتا حشر دگر آمد امشب حشر ما را
۲
چون چرخ زند آن مه در سینه من گویمای دور قمر بنگر دور قمر ما را
۳
کو رستم دستان تا دستان بنماییمشکو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را
۴
تو لقمه شیرین شو در خدمت قند اولقمه نتوان کردن کان شکر ما را
صفحهٔ ۱ از ۴