شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۱۱ - دریاچه اشک

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طبعم از لعل تو آموخت درافشانی‌هاای رخت چشمه خورشید درخشانی‌ها
۲
سرو من صبح بهار است به طرف چمن آیتا نسیمت بنوازد به گل‌افشانی‌ها
۳
گر بدین جلوه به دریاچه اشکم تابیچشم خورشید شود خیره ز رخشانی‌ها
۴
دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندیدمخمل اینگونه به کاشانه کاشانی‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth