خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
۲
تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اماچقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
۳
چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانیحذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت
۴
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از منبه دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت
صفحهٔ ۱ از ۳