شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۵۹ - جلوه جانانه

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمعی فروخت چهره که پروانهٔ تو بودعقلی درید پرده که دیوانهٔ تو بود
۲
خم فلک که چون مه و مهرش پیاله‌هاستخود جرعه‌نوش گردش پیمانهٔ تو بود
۳
پیر خرد که منع جوانان کند ز میتا بود خود سبو‌کش میخانهٔ تو بود
۴
خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهرته‌سفره‌خوار ریزش انبانهٔ تو بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth