شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۶۰ - خوابی و خماری

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش در خواب من آن لاله‌عذار آمده بودشاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود
۲
در کهن گلشن طوفان‌زده خاطر منچمن پر سمن تازه بهار آمده بود
۳
سوسنستان که هم‌آهنگ صبا می‌رقصیدغرق بوی گل و غوغای هزار آمده بود
۴
آسمان همره سنتور سکوت ابدیبا منش خنده خورشید‌نثار آمده بود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth