خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۰۲ - شاعر افسانه
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیما غم دل گو که غریبانه بگرییمسر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم
۲
من از دل این غار و تو از قله آن قافاز دل به هم افتیم و به جانانه بگرییم
۳
دودیست در این خانه که کوریم ز دیدنچشمی به کف آریم و به این خانه بگرییم
۴
آخر نه چراغیم که خندیم به ایوانشمعیم که در گوشهٔ کاشانه بگرییم
صفحهٔ ۱ از ۴