شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقبِ سر نگران
۲
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگران
۳
رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهرچه آفاق بجویند کران تا به کران
۴
می‌روم تا که به صاحب‌نظری بازرسممحرم ما نبود دیدهٔ کوته‌نظران
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth