خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۲۲ - غروب و مهتاب دریا
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ماه شب دریا ای چشمه زیبایییک چشمه و صد دریا فری و فریبایی
۲
من زشتم و زندانی اما مه رخشندهدر پرده نه زیبنده است با آن همه زیبایی
۳
در چاهِ غم و غوغا چون من چه نشستی، خیزای یوسف از این زندان برکُن سر غوغایی
۴
افلاک چراغان کن کآفاق همه چشمندغوغای شبابست و آشوب تماشایی
صفحهٔ ۱ از ۵