شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۱۴۷ - مزد شبانی

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانیولی ز بخت بد از من نه جسم ماند و نه جانی
۲
چو من به کنج ریاضت خزیده را چه تفاوتکزان کرانه بهاری گذشت یا که خزانی
۳
وداع یار بیاد آر و اشک حسرت عاشقچو میرسی به لب چشمه ای و آب روانی
۴
دهان غنچه مگر بازگو کند به اشارتحکایت دل تنگی به چون تو تنگ دهانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth