شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۱۵۶ - دالان بهشت

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهیلرزان به سان ماه و لغزان به سان ماهی
۲
آمد ز برف مانده بر طُرّه شانهٔ عاجماه است و هرگزش نیست پروای بی‌کلاهی
۳
افسون چشم آبی در سایه‌روشنِ شببا عشوه موج می‌زد چون چشمه در سیاهی
۴
زان چشمِ آهوانه اشکم هنوز حلقه استکی در نگاه آهوست آن حُجب و بی‌گناهی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth