خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۵۵ - نفرین
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینیبرو که چون من و چشمت به گوشه ها بنشینی
۲
چو دل به زلف تو بستم به خود قرار ندیدمبرو که چون سر زلفت به خود قرار نبینی
۳
به جان تو که دگر جان به جای تو نگزینمکه تا تو باشی و غیری به جای من نگزینی
۴
ز باغ عشق تو هرگز گلی به کام نچیدمبه روز گلبن حسنت گلی به کام نچینی
صفحهٔ ۱ از ۳