شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - دعوت به آزادگی و عدالت‌خواهی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سنایی خویشتن را بی سر و سامان مکنمایهٔ انفاس را بر عمر خود تاوان مکن
۲
از برای آنکه تا شیطان ز تو شادان شوددیدهٔ رضوان و شخص خویش را گریان مکن
۳
دینت را نیکو نداری دیو را دعوت مسازعقل را چاکر نباشی نفس را فرمان مکن
۴
از برای آنکه تا شاهین شود همکاسه‌اتسینهٔ صد صعوهٔ بیچاره را بریان مکن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth