شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
راه دین پیداست لیکن صادق دین‌دار کویک جهان معشوق بینم عاشق غمخوار کو
۲
عالمی پر ذوالخمارست از خمار خواجگیای دریغا در جهان یک حیدر کرار کو
۳
دیو مردم بین که خود را چون ملایک ساختندبا چنین دیوان بگو بند سلیمان‌وار کو
۴
گر به بوی و رنگ گویی چون گلم پس همچو گلمر ترا پایی پر از خاک و سری پر خار کو
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth