شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سنایی چند لاف از خواجه و مهتر زنیدار قلابان نهی بی مهر سلطان زر زنی
۲
رایتت بر چرخ سر دارد همی چون آفتابخیمه‌ات از چرخ چو می بگذرد بر تر زنی
۳
با یجوز و لایجوز اندر مشو در کوی عشقرخت دل در خانه نه تا کی چو دربان در زنی
۴
مصر اگر اقطاع داری دست از کنعان بداراز علی بیزار گردی دست در قنبر زنی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth