خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - دریغا کو مسلمانی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی، مسلمانیاز این آیینِ بیدینان، پشیمانی، پشیمانی
۲
مسلمانی کنون اسمیست بر عرفی و عاداتیدریغا، کو مسلمانی؟ دریغا، کو مسلمانی؟
۳
فرو شد آفتابِ دین، برآمد روزِ بیدینانکجا شد دردِ بودَرْدا و آن اسلامِ سَلْمانی؟
۴
جهان، یکسر، همه، پُردیو و پُرغولاند و اُمَّت راکه یاری کرد جز اسلام و جز سُنَّت نگهبانی؟
صفحهٔ ۱ از ۲۰