شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۰

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ماه صیام ار چه مرا خود خطری نیستحقا که مرا همچو تو مهمان دگری نیست
۲
از درد تو ای رفته به ناگه ز بر مایک زاویه‌ای نیست که پر خون جگری نیست
۳
آن کیست که از بهر تو یک قطره بباریدکان قطره کنون در صدف دین گهری نیست
۴
ای وای بر آن کز غم وقت سحر تواو را به جز از وقت صبوحی سحری نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth