خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۱
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین پسم با دیو مردم پیکر و پیکار نیستگر بمانم زنده دیگر با غرورم کار نیست
۲
یافتم در بیقراری مرکزی کز راه دینجز نشاط عقل و جانش مرکز پرگار نیست
۳
یافتم بازاری اندر عالم فارغ دلانکاندران بازار خوی خواجه را بازار نیست
۴
در سرای ضرب او الا به نام شاه عقلبر جمال چهرهٔ آزادگان دینار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲