شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۷۲

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستیبر تخت تو اندر دین بر از عرش مجیدستی
۲
وگر امروز طبع تو ز طراری نه طاقستیوگر غفلت ز رزاقی زر فرد آفریدستی
۳
ز عشق آن یکی سلطان طاعت شادمان بودیز رشک آن دگر شیطان شهوت مستزیدستی
۴
تو مستی زان نیاری رفت در بازار عشاقاناگر زر بودیی بر سنگ صرافان پدیدستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth