خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد شمس الدین بود سرمایه درمان مابی سر و سامانی عشقش بود سامان ما
۲
آن خیال جان فزای بخت ساز بینظیرهم امیر مجلس و هم ساقی گردان ما
۳
در رخ جان بخش او بخشیدن جان هر زمانگشته در مستی جان هم سهل و هم آسان ما
۴
صد هزاران همچو ما در حسن او حیران شودکاندر آن جا گم شود جان و دل حیران ما
صفحهٔ ۱ از ۴