شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در مدح خواجه ابو یعقوب یوسف‌بن احمد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بنده به درگاه من آنگاه بر آییکز جان قدمی سازی و در راه درآیی
۲
ای خواست جدا گردی چونان که درین رههم خواست نداند که تو خواهندهٔ مایی
۳
ای سینه قدم ساخته جان نیز برافشانبر مژدهٔ این نکته که گفتم تو مرایی
۴
با قرب من آنگاه قرین گردی کز دلاز جاه فرود آیی و در چاه درآیی
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth