شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح بهرامشاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا چو روز بهار ای نگار خرگاهیبر این غریب نه بر یک نهاد و یک راهی
۲
گهی به لطف چو عیسا مرا کنی فلکیگهی به قهر چو یوسف کنی مرا چاهی
۳
گهی به بوسه امیرم کنی به راهبریگهی به غمزه اسیرم کنی به گمراهی
۴
گه از مسافت با روغنی کنی آبیگه از لطافت با کهربا کنی کاهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth