خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر روز بامداد سلام علیکماآن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا
۲
دل ایستاد پیشش بسته دو دست خویشتا دست شاه بخشد پایان زر و عطا
۳
جان مست کاس و تا ابدالدهر گه گهیبر خوان جسم کاسه نهد دل نصیب ما
۴
تا زان نصیب بخشد دست مسیح عشقمر مرده را سعادت و بیمار را دوا
صفحهٔ ۱ از ۷