خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار راتا چه برآرد ز غیب عاقبت کار را
۲
می که به خُمِ حقست راز دلش مطلقستلیک بر او همدقست عاشق بیدار را
۳
آب چو خاکی بُده باد در آتش شدهعشق به هم برزده خیمهٔ این چار را
۴
عشق که چادرکشان در پی آن سرخوشانبر فلک بینشان نور دهد نار را
صفحهٔ ۱ از ۳