شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح صدر کمال‌الدین عارض

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهینام تو بهین وصف سپیدی و سیاهی
۲
ای چهرهٔ ملک از قلم کاه‌ربایتلعلی که چو یاقوت نترسد ز تباهی
۳
تا جاه عریض تو بود عارض این ملکگردون بودش عرصه و سیاره سپاهی
۴
مسعودی و در دادن اقطاع سعادتچون طالع مسعود تویی آمر و ناهی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth