خلوتی با انوری
شمارهٔ ۱۶ - در هزل گوید
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردیخنک آنکس که زن خوب بمیرد او را
۲
گفت ای خواجه زن خوب تو داری امروزگفت خوبست اگر مرگ پذیرد او را
۳
زن چرا شاید آن را که بری بر سر چاهدر چه اندازی و کس به که نگیرد او را
۴
مارگیری را ماری ز سر سله بجستگفت هل تا برود هرکه بگیرد او را
صفحهٔ ۱ از ۱