→ دیوان اشعارانوری
انوری
مقطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - در تعریف علم و شان آندیدهٔ جان بوعلی سینا←شمارهٔ ۲انوری چون خدای راه نمود←شمارهٔ ۳ - موعظه در رفع املنزد طبیبِ عقلِ مبارکُ قدم شدم←شمارهٔ ۴ - فیالحکمةنگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی←شمارهٔ ۵ - حکیم به دنبال ناصرالدین به منصوریه رفت او رابه بزمگاه راه ندادند این قطعه را سروده بار خواستای خصم تو پست و قدر والا←شمارهٔ ۶ - در موعظههرکه سعی بد کند در حق خلق←شمارهٔ ۷ - در التماس شرابایا صدری که از روی بزرگی←شمارهٔ ۸سمند فخر دین فاخر ز فخرت مفتخر بادا←شمارهٔ ۹ - در تهدیدآفتاب سخا حمیدالدین←شمارهٔ ۱۰ - در معذرت صاحبای بر عقاب کرده تقدم ثواب را←شمارهٔ ۱۱ - عزل خواجه شهاب را خواهدای صدر نایبی به ولایت فرست زود←شمارهٔ ۱۲ - وقتی انوری را درد پایی عارض گشته و ناصرالدین طاهر به عیادت وی رفته در شکر آن و عذرخواهی این قطعه گفته استاین فلک پیش طالع نیکت←شمارهٔ ۱۳ - در شکایت زمانهخطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی←شمارهٔ ۱۴ - در مذمت فرمانبرداری از زنکرا عقل باشد زبر دست شهوت←شمارهٔ ۱۵ - صاحب را به داشتن دو فرزند به نام محمود و مسعود تهنیت گویدچون بهاء الدین اعز را شاخ عزت بارور شد←شمارهٔ ۱۶ - در هزل گویدگفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردی←شمارهٔ ۱۷ - در مدح ملکالوزرا بدرالدین طوطی بکبن مسعودبن علیطوطی ای آنکه ز انصاف تو هر نیمشبی←شمارهٔ ۱۸ - در هجا گویدمینبینی که روزگار چه کرد←شمارهٔ ۱۹ - در شکایت گویدبه جای بادهٔ نابم تو سرکه دادی ناب←شمارهٔ ۲۰ - شراب خواهدخدایگانا مهمان بنده بودهستند←شمارهٔ ۲۱ - ایضا درخواست شراب کندایا دقیق نظر مهتری که گاه سخا←شمارهٔ ۲۲ - فیالهجاگفته بودی که کاه و جو بدهم←شمارهٔ ۲۳ - در طلب شراب گویدمیر حیدر ایا که خیزد جود←شمارهٔ ۲۴ - ایضا شراب خواهدمن و نگار من امروز هر دو رگ زدهایم←شمارهٔ ۲۵ - مطایبهدستار خوان بود ز دو گز کم به روستا←شمارهٔ ۲۶ - در شکایت زمان و حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیگرچه در دور تو ای دریادل کان دستگاه←شمارهٔ ۲۷ - در قناعت و صبر گویدای بس که جهان جبهٔ درویش گرفته←شمارهٔ ۲۸ - در شکر و قناعت گویددرین دو روزه توقف که بو که خود نبود←شمارهٔ ۲۹ - در مطایبه گویدزهی نم کرمت در سخا بهارانگیز←شمارهٔ ۳۰ - در تعریف کتاب مقامات قاضی حمیدالدینهر سخن کان نیست قرآن یا حدیث مصطفی←شمارهٔ ۳۱ - صاحب ناصرالدین را مدح گویدای سرافرازی که از یک سعی تو←شمارهٔ ۳۲ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهگره عهد آسمان سست است←شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گویدبه خدایی که از میان دو حرف←شمارهٔ ۳۴ - در هجو صفی محمد تاریخیصفی محمد تاریخی از خدای بترس←شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیاربع مسکون آدمی را بود، دیو و دد گرفت←شمارهٔ ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کندچون برگهای طوبی طبعم به نام تو←شمارهٔ ۳۷ - در مدح گویدای سروری که از گل دل قامت قلم←شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسیرتبت و تمیکن صدر موئتمن←شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدینقدر میخواست تا کار دو عالم←شمارهٔ ۴۰ - فیالحکمةآن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی←
۱ از ۱۳صفحهٔ بعد ←