شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شد که جهان لاف همی زد که من آنمکز بوالحسنم راتبه هر روز سه مردست
۲
زان روز که قصد فلک از غصهٔ رتبتدر گوشهٔ حبسش گرو حادثه کردست
۳
بالله به نان و نمک او که جهان نیزجز خون جگر یک شکم سیر نخوردست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth